کنارم قهوه ای نوشیده بودی
و گیسوی بلندت را گشودی
به لبخندی که جادویی دلم را
غروب سرد پاییزی ربودی
مهدی یعقوبی(هیچ)
چه آرامم چه آرامم چه آرام
چه گلفامم چه گلفامم چه گلفام
کسی از پشت در بر حلقه کوبید
دلارامم دلارامم دلارام
تا فکر شما که در غل و زنجیر است - آزادی دست و پایتان تزویر است - برخیز و غبار روح خود را بتکان - اندیشه نو شدن همان تغییر است
کنارم قهوه ای نوشیده بودی
و گیسوی بلندت را گشودی
به لبخندی که جادویی دلم را
غروب سرد پاییزی ربودی
مهدی یعقوبی(هیچ)
چه آرامم چه آرامم چه آرام
چه گلفامم چه گلفامم چه گلفام
کسی از پشت در بر حلقه کوبید
دلارامم دلارامم دلارام
شبی افسرده و بی روزن اینجاست
سخن از داس ها در گلشن اینجاست
به سر عمامه ضحاکان که دارند
خدا اهریمن است اهریمن اینجاست
مهدی یعقوبی(هیچ)
افقها تیره و تاریک و تاره
به هر سویی سکوتی مرگباره
کلاغی در پلشتی های مرداب
به شادی روز و شب در قار قاره