به روی فرشی از « خون » پا نهادن
به ذلت پای ملاها فتادن
شرافت را لگدمالی به لبخند
دو تکه استخوان شاید ستادن
مهدی یعقوبی(هیچ)
چه شد زار و ذلیل و خوار گشتید
چنین با دشمن خونخوار گشتید
به زیر چوبه های دار رقصان
کنار گرگها، کفتار گشتید
مهدی یعقوبی(هیچ)
به خون آغشته چنگ و سازتان است
تعفن در رگ آوازتان است
به یک ملت خیانت در امانت
جهنم تا ابد دمسازتان است
مهدی یعقوبی(هیچ)






























