Friday, August 5, 2016

نفس در هرم رویایت کشیدن



نفس در هرم رویایت کشیدن
به اوج ماه آهنگین پریدن
به دشت سبز چشمانت غزلخوان
شقایق های وحشی را که چیدن

مهدی یعقوبی


Thursday, August 4, 2016

الهی نسل هر ملا بر افته



الهی نسل هر ملا بر افته
به فرق سر که از منبر در افته
میون کوچه ها از ترس مردم
به مثل نره خر در عرعر افته

مهدی یعقوبی

Wednesday, August 3, 2016

صفای زنگی چشم قشنگ



لب کارون شبانگاهان درنگت
نگاه روشن و خوش آب و رنگت
بلوری از زلال مهربانی
صفای زندگی چشم قشنگ

مهدی یعقوبی



Tuesday, August 2, 2016

گل سرخی به قلبم جاودانه



به زیر نم نم باران شبانه
تو عشقت می شود در من ترانه
بهاری در کویر خشک و سوزان
گل سرخی به قلبم جاودانه

مهدی یعقوبی

بجز « من دوستت دارم » جهان نیست



کنارت از خودم نام و نشان نیست
بهاری جاودان ، با تو خزان نیست
تو را تا دیدمت فهمیدم آنگاه
بجز « من دوستت دارم » جهان نیست

مهدی یعقوبی

سیب ممنوع - دوبیتی



سحرگاهان که زد شیطان نهیبم 
و من حس می کنم گنگ و عجیبم
به فکر چیدن آن سیب ممنوع 
به روی شاخه های دلفریبم

مهدی یعقوبی

دو تا ملا




یک عده در پی نقل و نباتند
یک عده در پی خمس و زکاتند
درون حوزه ی جهلیه ی قم
دو تا ملا که در حال لواطتند

مهدی یعقوبی


Thursday, July 28, 2016

دوبیتی



تو رفتی آسمونم شد که ابری
نمونده در دل و جونم که صبری
جهونم شد که گورستون خاموش
بذارین بر سر من سنگ قبری

مهدی یعقوبی


دوبیتی های مهدی یعقوبی



نه آئینش که از ایران نشانی
نه رنگ و روی زشت و آنچنانی
شپش در پشم و ریش و کک به تنبان
کند بر روی منبر روضه خوانی
مهدی یعقوبی

 

Sunday, February 1, 2015

دوبیتی های مهدی یعقوبی















Monday, October 29, 2012

دوبیتی - مهدی یعقوبی




تو رفتی خانه از پروانه خالیست
غمی چون کوه در من میکند زیست
بر اوج آسمانم یک ستاره
به شبها تا ابد سوسو زنان نیست


تو در من عطر و بوی شاپرکها
صدای بالهای قاصدکها
کنار بید مجنون بر لب رود
تپش های دلم در نی لبک ها


طنینی عطر آگین در خیالم
شرابی در غزلهای زلالم
سحرگاهان گلی از باغ خورشید
فراز ابرها بر روی بالم



کران تا بیکران تنها فقط تو
گل جادویی رویا فقط تو
تویی در برکه تنهایی ام ماه
به چشمانم جهان زیبا فقط تو

به تو وقتی می اندیشم شبانه
سپیده می زند در من جوانه
به رویایی تو را دیدم به ناگاه
شدم یک کهکشانی از ترانه

دل خورشیدها مستانه غرقم
شراب سرخ تاکستان شرقم
گل سرخی شب قیرینه در رقص
غزلخوانان میان رعد و برقم


به مثل بچه آهو خفته بودیم
به پچ پچ شب غزلها گفته بودیم
در آب برکه ای از چهره ماه 
غبار ابرها را رُفته بودیم


شرابی آتشین در تار و پودم
به رویاها تو را بوییده بودم
شبی در آذرخشان من بسویت

دل خاکستر خود پر گشودم


 




Tuesday, September 25, 2012

دوبیتی های مهدی یعقوبی





Friday, September 7, 2012

دوبیتی ها ی مهدی یعقوبی



حسین گویان به منبر میخروشند
دمادم خون مردم را بنوشند
کنار پایشان در پشت مسجد
زنان از گشنگی تن میفروشند

Thursday, August 9, 2012

دوبیتی مهدی یعقوبی




اگر مشتی فقط ملا بهشتند
همه با پشم و پیل و بد سرشتند
زبانم لال بادا لال بادا
بهشتی های تو یارب چه زشتند

Sunday, June 10, 2012

دوبیتی - مهدی یعقوبی



شبی آغوش خود را باز کردم
تو را در خلوتم آواز کردم
دو دستم را گرفتی من غزلخوان
بدون بال و پر پرواز کردم