Thursday, January 17, 2019

تمنای گناه




شب تاریک و تیره روی ماهت
به پشت پنجره برق نگاهت
اشارات لب و دندان و ابرو
به لبخندت تمنای گناهت

مهدی یعقوبی

Wednesday, January 16, 2019

تو می آیی






قناری های زیبا در ترانه
شراب کهنه ای در کنج خانه
تو می آیی و از شادی که گشته است
درخت سیب سرخم پر جوانه
مهدی یعقوبی

 

Tuesday, January 15, 2019

پری از قاصدک



لب ایوان به رویایت نشستم
میان اشک چشمم را که بستم
به لب نامت که آوردم بناگاه
پری از قاصدک افتاد دستم
مهدی یعقوبی
 

Monday, January 14, 2019

هوا ابری دلت آیا گرفته





قفس راه تماشا را گرفته
بغل زانوای غم دنیا گرفته
دو تا تار سفیدی روی مویت
هوا ابری دلت آیا گرفته
مهدی یعقوبی

Saturday, January 12, 2019

قناری را نمی فهمند اینجا!؟







نفسها سرد و دلها سنگ خارا
تبسم روی لبها گشته رویا
برو برگرد از راهت بهارا
قناری را نمی فهمند اینجا!؟
مهدی یعقوبی

Thursday, December 20, 2018

ببخشیدا!؟ جهنم را گزیدم


خداوندا بهشتت تا رسیدم
اثر از عشق و آزادی ندیدم
شراب و حوریان ارزانی تو
ببخشیدا!؟ جهنم را گزیدم

مهدی یعقوبی


Sunday, December 16, 2018

جهان بی تو که یعنی در نگاهم







تبسم می شود یادت به رویم
شراب آتشینی در سبویم
جهان بی تو که یعنی در نگاهم
طناب دار در دور گلویم
مهدی یعقوبی

Wednesday, December 12, 2018

معراج


یک نقاشی دیگر در باب وقایع شب معراج. (آویزان کردن زنان از پستان و سوزاندنشان در جهنم توسط شیطان سرخ
 (نگاره متعلق به قرن ۱۵ میلادی)

 به رویا می شود تا بیکران رفت
به سقف کهکشان بی نردبان رفت
تو باور می کنی آیا به عقلت
که پیغمبر به اسبش آسمان رفت
مهدی یعقوبی

 

Tuesday, December 11, 2018

سوراخ موش




 خیابونها پر از جوش و خروشه
صدای نعره مردم بگوشه
میون کوچه ها ترسون و لرزون
که ملا در پی سوراخ موشه

مهدی یعقوبی

Saturday, December 8, 2018

سکوتستان وحشت کنج ظلمت



نفس در هر نفس روی لبم تو
دلیل بودنم تاب و تبم تو
سکوتستان وحشت کنج ظلمت
به پشت میله ها ماه شبم تو
مهدی یعقوبی

Friday, December 7, 2018

رهبران مملکت اسلامی ایران



همه پیر و پلید و مرده خوارند
به تنبان های خود پوشک گذارند
توان کنترل ادرار خود را
در ایران رهبران حتی ندارند
مهدی یعقوبی

Saturday, December 1, 2018

قناری در قفس تنهای تنها






بهار و عطر گلها کوه و صحرا
عبور مرغکان در اوج دریا
دو چشمش اشک و بر روی لبش آه
قناری در قفس تنهای تنها

مهدی یعقوبی

Tuesday, November 27, 2018

تو رفتی در شبی سرد و غم انگیز




تو رفتی در شبی سرد و غم انگیز
به رویم چنگ می زد باد پاییز
سحر همسایه ها پیدا که کردند
مرا سقف اتاقم حلق آویز
مهدی یعقوبی

Sunday, November 25, 2018

چرا مادر!؟ که بابا نان ندارد




چرا فقر و ستم پایان ندارد
زمین آب و هوا باران ندارد
 گرسنه خواهرم در خانه جان داد
چرا مادر!؟ که بابا نان ندارد

مهدی یعقوبی

جهان بی تو



چرا عطر گلی دور و برم نیست
چرا خورشید بر روی سرم نیست
جهان بی تو به یک دم یک نفس هم
که هرگز هرگز هرگز باورم نیست

مهدی یعقوبی