Sunday, November 21, 2021

شبیه هیچ چیزی در جهان نیست

 


حضورش سایه وهم و گمان نیست

نظیرش در دل هفت آسمان نیست

از عشقش زندگی زیبا که گشته است

شبیه هیچ چیزی در جهان نیست

مهدی یعقوبی



خلوت خاموش

 


تویی گنجی که بی مقیاس در من

گل خورشیدی از الماس در من

لب کارون به زیر پرتو ماه

تویی زیباترین احساس در من

مهدی یعقوبی


خیال

 


به لب نام تو تا آرم شبانه

خیالت میدرخشد بام خانه

مرا در خلوت خاموش ناگاه

کسی پر میدهد تا بیکرانه

مهدی یعقوبی



نمی دانی چه حالی دارد ای یار

 


دلم آکنده از عطر بهارت

دو چشمم روز و شب آیینه دارت

نمی دانی چه حالی دارد ای یار

شراب سرخ نوشیدن کنارت

مهدی یعقوبی


به پشت پنجره باران که نم نم

 


به کنج خانه در  اندوه مبهم

دو چشمت میشود در من مجسم

به عکست دست می سایم به دیوار

به پشت پنجره باران که نم نم

مهدی یعقوبی



Wednesday, November 10, 2021

به رگهایم که رودی از عطش بود

 


به رگهایم که رودی از عطش بود

در احساس زلالم مرتعش بود

شبی پر زد بسوی آسمانها

ولی اعماق قلبم در تپش بود

مهدی یعقوبی

از عشقت روز و شب دیوانه بودن

 


از عشقت روز و شب دیوانه بودن

برون از خانه و کاشانه بودن

به دشت و کوه و صحراها همه عمر

گل رویای من پروانه بودن

مهدی یعقوبی


به لبنان خانه می سازد که ملا


 

خیابانها پر از عکس هیولا

کمرها از غم نان گشته دولا

در ایران مردمانش گور خوابند

به لبنان خانه می سازد که ملا

مهدی یعقوبی

بمن از پشت سر خنجر زد و رفت

 



کنارم ساغری دلبر زد و رفت
لبم را بوسه ای بر در زد و رفت
من او را می پرستیدم صد افسوس
مرا از پشت سر خنجر زد و رفت

مهدی یعقوبی

سوت ترن ها

 


چرا یاران که پیمان را شکستند

لب ساحل شب توفان نشستند

میان راه در سوت ترن ها

مرا بر ریل راه آهن که بستند

مهدی یعقوبی

به مثل عطر گل در پرتو ماه

 


تویی آب و گلم از من کسی نیست

نگاهت منزلم از من کسی نیست

به مثل عطر گل در پرتو ماه

نشستی در دلم از من کسی نیست

مهدی یعقوبی

شبی پاییز با روحم در آمیخت

 


شبی پاییز با روحم در آمیخت

شراب رنگها را در دلم ریخت

سراسر در زمستان مست بودم

در آغوش بهارانم برانگیخت

مهدی یعقوبی

فقط یکدم نگاهم کن به لبخند

 



در آبی ها شکوه بیکران را

افقها دشتهای ارغوان را

فقط یکدم نگاهم کن به لبخند

نمی خواهم بهشت جاودان را

مهدی یعقوبی

وطن ایران من جانم فدایت

 


وطن ایران من جانم فدایت

در اعماق دلم باشد که جایت

به زنجیری ولی غرنده شیری

جهان تنها که آزادی خدایت

مهدی یعقوبی

طلوع آفتاب مهربانی

 



دو چشمانت که راز جاودانی

زلال آسمان بیکرانی

به باغ خاطراتم در دل شب

طلوع آفتاب مهربانی


مهدی یعقوبی