Saturday, August 13, 2016

در ادراک کبوترها که پرواز




پرش را در قفس غمگین گشودست
دلش آکنده از عطر صعودست
در ادراک کبوترها که پرواز
فراسوتر که از بود و نبودست

مهدی یعقوبی


Friday, August 12, 2016

راز جهان



گلی وحشی به کوهستان سردم
پی اسرار زیبایی بگردم
نگاهم کردی و راز جهان را
به ژرفای دو چشمت کشف کردم

مهدی یعقوبی


هر آنکس عقل دارد دین ندارد




یکی آتش یکی آب زلال است
میان عقل و دین عالم جدال است
هر آنکس عقل دارد دین ندارد 
خرد با دین کنار هم محال است

مهدی یعقوبی

Thursday, August 11, 2016




به شبها کوچه ها وقتی خموشند
به منبر شیخ و ملا در خروشند
برای لقمه ای نان در خیابان
زنان میهنم تن می فروشند

مهدی یعقوبی

Wednesday, August 10, 2016

تو اینجا نیستی اما خیالت




تو اینجا نیستی اما خیالت
به هر سو راز لبخند زلالت
تو اینجا نیستی اما دمادم
شمیم خاطرات بی زوالت

مهدی یعقوبی


Monday, August 8, 2016

دوبیتی های مهدی یعقوبی



تو در راهی دل من بیقراره
شبم آکنده از ماه و ستاره
دوم در کوچه با پای برهنه
صدای ممتد سوت قطاره

مهدی یعقوبی


Sunday, August 7, 2016

اگر عشقی که در عالم نمی بود



جهان یک خانه وحشت مه آلود
کبود و تیره و تار و پر از دود
سکوت سرد گورستان که می بود
اگر عشقی که در عالم نمی بود

مهدی یعقوبی

Saturday, August 6, 2016

میارم تا به لب اسم قشنگت




دلم چون موج و توفان بیقراره
هوای دیدن روی تو داره
میارم تا به لب اسم قشنگت
درخت سیب سرخم گل بیاره

مهدی یعقوبی

Friday, August 5, 2016

نفس در هرم رویایت کشیدن



نفس در هرم رویایت کشیدن
به اوج ماه آهنگین پریدن
به دشت سبز چشمانت غزلخوان
شقایق های وحشی را که چیدن

مهدی یعقوبی


Thursday, August 4, 2016

الهی نسل هر ملا بر افته



الهی نسل هر ملا بر افته
به فرق سر که از منبر در افته
میون کوچه ها از ترس مردم
به مثل نره خر در عرعر افته

مهدی یعقوبی

Wednesday, August 3, 2016

صفای زنگی چشم قشنگ



لب کارون شبانگاهان درنگت
نگاه روشن و خوش آب و رنگت
بلوری از زلال مهربانی
صفای زندگی چشم قشنگ

مهدی یعقوبی



Tuesday, August 2, 2016

گل سرخی به قلبم جاودانه



به زیر نم نم باران شبانه
تو عشقت می شود در من ترانه
بهاری در کویر خشک و سوزان
گل سرخی به قلبم جاودانه

مهدی یعقوبی

بجز « من دوستت دارم » جهان نیست



کنارت از خودم نام و نشان نیست
بهاری جاودان ، با تو خزان نیست
تو را تا دیدمت فهمیدم آنگاه
بجز « من دوستت دارم » جهان نیست

مهدی یعقوبی

سیب ممنوع - دوبیتی



سحرگاهان که زد شیطان نهیبم 
و من حس می کنم گنگ و عجیبم
به فکر چیدن آن سیب ممنوع 
به روی شاخه های دلفریبم

مهدی یعقوبی

دو تا ملا




یک عده در پی نقل و نباتند
یک عده در پی خمس و زکاتند
درون حوزه ی جهلیه ی قم
دو تا ملا که در حال لواطتند

مهدی یعقوبی